Welcome to Khak Art Gallery
Iranian Art Khak Gallery
Visit Us
#1 Jila Alley, Basiri St. Gholhak
Shariati Ave. IRAN TEHRAN
TEL: (0098-21) 22 60 54 65
OFFICE VILLA 21, 4B ST. , AL HUDAIBA 322 - MARSAM MATTAR ART CENTER Dubai - United Arab Emirates
All Rights Reserved by
KhakGallery @ 2020


آزاد از تعلق رنگ، دنیای سفید نامی ( ENGLISH )

SEND TO A FRIEND!

نویسنده دکتر جواد مجابی

در نما یشگاه بوم های سفید با حجم های از درون به بیرون رانده، نیم سایه هایی نا سفید، ساخته و تابلوهای معماری واری پدید آورده اند که تماشا گر در برابر این سفیدی مسلط بر جسته که گاه نیم رنگ‌های آبی و زرد در قوس های خود دارد خیال خودرا به جستجو معنایی فراتر از این سفیدی به تکاپو وا می دارد.


این جا سفیدی و حجم برون تاخته ، دو پرسناژ تجسمی تازه اند که جایگزین خط و رنگ و نور معهود در تابلوها شده اند و دستاوردی تازه اند - در دهه 40 شمسی - که راه نقاشان مدرن جهانی را به تجربه های فرا نقاشی هموار می کنند تا به امروز برسیم که نقاشی را نه فقط تابلویی دیوار کوب، بلکه آثاری بر آمده از مجسمه و معماری و فیلم و موسیقی و نور بدانیم . می شود اندیشید : این دنیای تازه نیازی به رنگ ندارد و در بی رنگی اش فارغ از هر تعلق رنگ پذیری است یا تمامی رنگ ها در چرخش سریع نهایی سفیدی گرائیده اند ؟ در برابر این پرده های حجم پذیر رنگ گریز، می توان پرسش های بی شماری مطرح کرد که شاید نقاش می خواسته با رفتار تجسمی ویژه اش بر انگیزنده‌ی چنین پرسش های بی پاسخ باشد.


پاسخ قطعی نیافتن و در برابر تابلوها از پاسخی نا مطمئن به پرسشی دیگر رفتن و در نهایت این مسائل را از نمایشگاه تا خیابان و خانه و رویا بردن و از سلطه تابلو ها رهایی نیافتن ، شاید مقصود نهایی نقاش بوده و پیامش این ارتباط یابی ذهنی باشد که نور را از خود و دنیایش رها نکند . زمستان 47 است.


در آتلیه نامی هستم و حجم های سفید او را که در نمایشگاه دیده و دوست داشتم؛ در مجموع آثار دیگرش باز می نگرم، روز بعد یادداشت خود را از این دیدار در روزنامه ی اطلاعات چاپ می کنم، برخی از آن را این جا می آورم : ... دنیایی که پیش از این پر از رنگ و خط بود ، زیر سلطه ی رنگ سفید که مثل ابر در بر گیرنده ،بر سطح تابلو جریان دارد پنهان می شود ، تنها خطوط ارتباطی بر جا می ماند. شاخه درختی و دودکش عمارتی یا چهره غریبه ای که در میان این دنیای سفید رخ می نماید. در این کار ها روز به روز سپیدی بیشتر می شود... . دوره بعدی حیات خود را آغاز می کند، دوره نقاشی های سه بعدی ( سپید): فضا های خالی که ما از آن به فضا ی سپید تعبیرمی کنیم اینک متن اصلی تابلو را در تسخیر آورده است ... که در آن رنگ خیلی کم شده است و گاهی ته رنگ خاکستری یا نیمرنگی از زرد در حاشیه ی سفید و فضا های برجسته نشسته است . این تابلو ها چیزی بین تابلو نقاشی و مجسمه مدرن هستند و در مرز این یا آن بودن طفره می روند...


نامی می گوید: روزی رسیده که یک فرم پلاستیک محض پدید آید، تلفیقی از مجسمه سازی و نقاشی و معماری که در کنار یکدیگر و با هم بازگوی واقعیتی امروزی باشند . هم از این رو ست که در تابلو ی من حجمی از فضا ی سپید تابلو پیش می آید تناوب و فراز و فرود می یابد و از سطح فرا تر می رود... من از آن نظم ریاضی که در کارهای او دیده می شود سخن به میان می آورم و این نظم را در برابر چه چیزی علم کرده است، در برابر نظم کشنده سیستماتیک یا بی نظمی دور و بر؟ در آخر اشاره می کنم که این نظم به نوعی فرمالیسم خواهد انجامید مگر آنکه ارتباط این نظم ظاهری با دنیای عاطفی نقاش همچنان برقرار بماند. (بهمن 1347 - روزنامه اطلاعات)


دو سال بعد باز دربهمن ماه در باره نمایشگاه دیگر نامی یادداشتی کوتاه منتشر کردم : نامی همچنان دنیای ساده، بی پیرایه و بی درنگ خود را حفظ کرده است و عنصر رنگ را به جز در یک تابلو از آثار خود طرد کرده است ، گر چه به زعم نقاش رنگ سپید مادر رنگ ها ست ... حجم های متقارن و پر از اعتدال در کارهای نامی ، بیننده را به نوعی آرامش می کشاند، این طبیعت گنگ که از پشت نقاب، آرزوی جلوه گری دارد تنها پاره ای از خطوط خود را لو می دهد، همان که نقاش در اولین دیدار از طبیعت یافته است. این دنیا ابهام خود را دارد چون طراحی از یک حادثه که تنها شگفتی های آن در ذهن مانده باشد . کوشش ها نامی برای رسیدن به حجم های مطلوب و متعادل از آغاز پیدا بود ، از همان روز که رنگ ها نا پدید شدند و حجم به خودی خود اهمیتی اولیه و ضرورت یافت . آیا این نوعی مکاشفه جسم است ، جسمیتی که بی درنگ ، غیر ملموس اما واقعی است ؟ (بهمن 1349 - روزنامه اطلاعات)


باز نزدیک زمستان است، سی و هشت سال پس از اولین دیدار ها از دنیای سپید نامی، در آتلیه او هستم، هر دو پخته تر و پیر تر و البته نومیدتر از این که فضای هنر به سامان گردد. قرار است به مناسبت نام گذاری یک گالری به نام نامی در خانه هنرمندان ، نمایشگاهی از آثار او بر گزار شود . نقاش ترجیح می دهد که چندتایی از کار های سپید چهار دهه پیش را در نمایشگاه عرضه کند، بیشتر بخاطر آشنایی نسل هنرمندان جوانی که تحولات تجسمی آن دوران را نمی شناسد و اندکی برای یاد کرد کوشش نوآورانه همنسلان . می گویم : هنوز این کار ها امروزی اند و فردایی ، خاصیت کار روحایثار گر این است . آثار تازه اش را نشانم می دهد با محوریت تخته رنگ سیاه ، رنگپارچه های اکر، سفید، تاش سرخ و با خطوط راست و زاویه دار قاب شده در فضای چاک چاک کویری ، سیاهی و کویر پرسوناژ مسلط تابلو هاست. پرسوناژ می گویم بدین علت که رنگ در این تابلو ها تزئین گر منفعل تابلو نیست بلکه عنصر فعالی است که فرم و محتوا را ، فضا و ترکیب بند را ، با کاراکتر پویا ی یک فیگور سامان می دهد ، در این صحنه که تابلو است پرسوناژ رنگ ، شخصیت مسلط و تعیین کننده است و این تشخیص و زنده نمایی رنگ در کارهای تازه اش اهمیتی واضح دارد . نقاش هنوز با عشق می آفریند.